سامیارسامیار، تا این لحظه: 15 سال و 17 روز سن داره

پسر خودم

سلام پسر گلم

1390/3/11 12:22
نویسنده : فهيمه
617 بازدید
اشتراک گذاری

مي خوام باهات حرف بزنم مي دونم يكم دير اومدم و تو الان يكم از دستم دلخوري ولي به مامانت حق بده آخه مي دوني قبل از تو قرار بود يه خواهر يا برادر داشته باشي كه متاسفانه نشد تو 8 هفته يهو قلب كوچولوش نزد مامان خيلي غصه خورد ولي وقتي خدا تو رو بهم داد اميدم دوباره زنده شد تو الان 18 هفته اي پسر نازم و چند وقتيه تو دل مامانت تكون مي خوري و ابراز وجود مي كني

اول مي خواستم ازت تشكر كنم كه باعث شدي مامان بشم بعد هم مي خوام بگم خيلي خيلي خيلي دوست دارم و بي صبرانه منتظرم صورت ماهتو ببينم

 اگه تا حالا واسه درست كردن اينجا تاخير داشتم ببخشيد مي‌خواستم مطمئن بشم پيش مامانت مي موني بابات از اولش مطمئن بود و خيلي بهم اميد مي‌داد ولي مامان مي‌ترسيد . مي‌ترسيد نكنه تو هم از پيشش بري و تنهاش بذاري ولي الان ديگه به قول دكترا مراحل بحراني تموم شده و تو خيلي بزرگ شدي واسه همين اومدم اينجا رو درست كنم تا بتونم بيشتر باهات حرف بزنم اميدوارم وقتي بزرگ شدي بياي اينجا و اين حرفاي مامانتو بخوني تا بدوني چقدر عاشقتم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

رخساره
21 اردیبهشت 90 10:34
همیشه درپی بهترینها باشید . به ما سر بزنید .....
مامان سانیار
10 خرداد 90 12:01
منتظر عکسهای پسر گلتون هستم . همیشه شاد و سلامت باشید در کنار کسانی که خیلی دوستشون دارید.
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسر خودم می باشد