پايان سه ماهه دوم
سلام به پسر بلاي خودم خوبي مامان جون حال و احوالت خوبه ماماني ؟ ميگم چند روزه ديگه خيلي شيطون شدي ها ديروز يه تكون بزرگ خوردي اومدي بودي رو شكم ماماني منم با دستم خيلي خوب لمست كردم واي نمي دوني چه كيفي داد پسر نازم من نميدونم وقتي بياي و بغلت كنم چه حسي داشته باشم.
پسر گلم سه ماه دومم تموم شد و ماماني از اين بعد هر روز دلش بيشتر و بيشتر بزرگ ميشه و هر روز سنگينتر ميشه سه ماه دوم برام خيلي خوب بود و خيلي زود گذشت و تو اصلا ماماني رو اذيت نكردي پسر نازم ازت ممنونم كه پسر خوبي بودي . مامان جون هنوز سه ماه ديگه از اين راه مونده و تو بايد همچنان به من كمك كني تا بتونم تا پايان راهو بدون هيچ مشكلي سپري كنم . بايد از اين به بعد بيشتر به خودم برسم چون ديگه تو از حالا به بعد داري وزن ميگيري و مامان دلش نميخواد پسمليش ضعيف باشه ميخوام يه پسر سالم و قوي و تپل باشي تا همونطور وقتي بزرگ شدي يه مرد سالم و قوي بشي .
پسر گلم نميدوني مامان چقدر منتظره صورت ماهتو ببينه هرچي بيشتر ميگذره علاقم و وابستگيم بهت بيشتر ميشه و واقعا نميتونم حسي رو كه بهت دارم توصيف كنم نميدونم اين همون حس مادريه كه هميشه ازش همه جا مي شنيدم و خودم دركش نميكردم ؟ ولي هرچي كه هست خيلي قشنگه و از خدا ممنونم كه منو از داشتن اين حس محروم نكرده آرزوم اينه كه خداي مهربون اين حسو به همه زنهاي دنيا براي يكبار هم كه شده ارزوني كنه مخصوصا به دوستام يعني خالههاي مهربونت كه خيلياشون منتظرن يه نيني خوب مثل تو بياد تو دلشون. آمين


پايان سه ماهه دوم
