مهربان مادر من
ای من از مهر تو در جامهی گرم
ای من از لطف تو در بستر ناز
هرگز از خویش مرا دور مساز.
ای مرا مظهر ایمان و غرور
ای نگاه تو ر از گرمی و نور
ای صدای تو مرا روح نواز
هرگز از خویش مرا دور مساز.
.gif)
نازنین مادر من
من به گلزار وجود
چون گلی تشنهی باران محبت هستم
هرگز ای ابر پر از رحمت و عشق
نوگل تشنهی خود را مبَر از خاطر پاک
ای درِ گلشنِ فلبِ من بر روی تو باز
هرگز از خویش مرا دور مساز.
.gif)
مادر
از نغمهی لالایی تو
میرسد بانگ ملائک بر گوش
از صدای سخن عشقِ تو عالم مدهوش
قسمت میدهم ای از همه دنیا بهتر
به همان شیر محبت که مرا نوشاندی
به همان نغمهی لالایی شبهای دراز
هرگز از خویش مرا دور مساز.
.gif)
سینهی پاک و دل کوچک من
همه از مهر رُخت لبریز است
با تو پاییز برایم چو بهار
و بهارم بیتو
سرد و غمناکتر از پاییز است
ای پرستارِ تنِ کوچک من از آغاز
هرگز از خویش مرا دور مساز.
.gif)
بیتو من هیچم، هیچ
همهی هستیم از هستی توست
شیرهی جان تو
در رگْ رگِ جانم جاریست
و به پاکی تو و شیر تو سوگند که من
تا که خونِ تو به رگهایم هست
از تو ای چشمهی جوشان امید
برنمیدارم دست
قَسَمت میدهم ای از همه دنیا بهتر
به همان نغمهی لالایی شبهای دراز
هرگز از خویش مرا دور مساز؛
هرگز از خویش مرا دور مساز.


مهربان مادر من
